?who wants to be a star


Tina Daniels is thirteen years old and she is a star.She can sing and dance. Everyone knows her . Everyone loves her. They call her 'Curls' because she has beautiful curly hair. They all want her photo. She can have anythings she  wants 

?But is she happy

she want to be star

 Tina, why are you eating chocolates?" her mother ask.

"  I like them they are nice  "Tina says

"mrs daniels: you are getting fat and a fat girl doesent get a lots of money in hollywood

Tina:you want the moneyi dont.

Tina is angry with her mother and mrs daniels is angry with Tina Tina leaves the room and cries.

tina is very sad. she does not want to be star. she   wants a quiet life. One dday she has a idea. her schoolfriend,mary, has a grand mother called mrs white.Old mrs white lives in the country, in stonechurch. It looks very pretty not like they city! Tina decides to go there.

Tina is at city station. she is wearing jeans and  an old jumper.people do not know who she is

?The man at the ticket office: where do you want to go young girl

?Tina: stonechurch please. whens the next train

man:the train leave at two o clock from platfram three

Tina buys her ticket.

Tina arrives at sonechurch. she sees an old house near the river it is tha house in the photo there are folwers and tree in th garden

Tina thinks mrs white must live here. she goes to the front door and rings the bell. and old lady with white hair and a kind face opens the door. A black cat comes out too.

?The old lady: good afternoon who are you

Tina: oh hello  mrs white. my name is Tina I am a schoolfriend of your grand dughter

-?how nice to meet you what are you doing in stonechurch Tina

- she hates the city life

well come in and have a cup o tea my dear-

Tina and mrs white drink a tea and talk. mrs white does not know Tina is a star she does not have a tv or radio. Tina is very happy

mrs white: Tina you can stay with me for a week but first you must telephone your mother

Tina is angry with her mother  and doesnt telephone her

BUT

Tina says : mother ?yes

and her face is little red

Tow days later mrs white is taking Tina for a walk

mrs white: look at the lambs

Tina: yes i love them I want to be lamb they can jump and run and be happy

you can run and jump and be happy tpoo Tina-

.. No iI cant

 Tina you  are young run-

Three days later Tina is with bella the horse . she loves and give her some sugar.

Today the postman has a letter for mrs white . when he sees Tina

he says i dont belive it s curls! evryones looking for you  you are in all the newspapers

he runs to his red van to find his newspaper

mrs   white read s the postmans newspaper

?Mrs white: you are the lost tv star arent you

I dont underestand.... your mother .... oh

Tina: yes I am curlus but pieas dont send me home I am her with you

I am coming with you to see your mother I have got a good idea-

Tina' s mother is very happy to see Tina again. Mrs white explaines her idea: Tina can go to her friend's school on the island og Guernsry between England France . Tina can have friend there who do not know she is Curls

Mrs danials: what ? I want Tina to be star

Mrs white: she wants to be happy

Tina is at school inGuernsey. she has new friends and new interest. One day Tina's friend is reading a magazine. It is about film and television stars. There are lots of beautiful photos of beautiful people. evryone look's very happy

The friend : what a wonderful life

Tina smiles to herself and says

who wants to be a star? I dont

 

Tina daniels is a famous TV star her mother has grand plans for her but Tina is unhappy she wants to get away from it all and she disappears to the countryside to learn another way of life

دو : دو شب

دو : دو شب نخوابيدم .

                            ر : روي ماهت ديدم.

                                                       مي : ميخوا بياد بارون.

                                                                                     فا : فال ميگيرم اكنون.

                                                     سل : صلح خيلي بهتره.

                               لا : لادن دل ميبره.                                                    

سي : سيرم ديگر از تو .  

                                                      خيز و بامن اداكننننننن.!!!                                                                                   

ماه هايي كه نبودم

سلام,

ببخشيد كه چند ماه توي بلاگفا نيو مدم.

از اينكه يادم بوديد ممنونم و اميد وارم كه بعد از اين بتونم زود به زود به اينجا سر بزنيد.

((تابعد, فيشد))

چرا میگن بچه ننه!؟ نمیگن بچه بابا!؟

مامان
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام …
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا … باشه
- مامان
- .. بعله
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- … جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- …

***

- بابا
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارک ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ….
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- …
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو … جونت در بیاد

غر غر های یه بچّه پر رو



فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


با اعتراضات رسمي يک ني ني چهارده ماهه! با تکيه بر ضرب المثل مشهور "فلفل نبين چه ريزه، بشکن بريز تو آبگوشت!


«آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ي پياز خورده ي غير پاستوريزه، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نماليد.pl !z


خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کند، بلکه براي  شير شما هم مضر است! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود!


پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشم هاي تلسکوپي، گوش هاي ماهواره اي و سيبيل هاي دم الاغي اش مرا به ياد قرض هاي شما مي اندازد! مخصوصا وقتي که چشم هاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لب هايش "پول پول پول پول" مي کند!  زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! شلوارت رو خيس بکني!


مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفا هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد!


آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست!


خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي" بچه سوسک مرده" بدهد.


آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ زير فشار ماندن خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم او را قلقلک مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم! »



كوچه باغ آرزو





در كوچه باغ آرزو ,

                     شكوفه ي اميد را ,

از درخت فردا چيدم ,

                     باشد كه با تو ,

در خت عشق را ,

                    فردا بكاريم ,

در كوچه باغ زندگي


 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



حسنی نگو بلا بگو


                                                                     


 توي ده شلمرود

حسني تک و تنها بود                                                  
حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
حسني يکي از عناصر بلا بوده که هر جايي بوده، آتش مي سوزانده و با آنکه تنبل تنبلا بوده - با توجه به پذيرش فله اي در مراکز آموزشي و فرهنگي- توانسته است در يک موسسه فرهنگي در ده شلمرود قبول شود و نام فرهنگي را يدک بکشد. وي بر اثر ديدن مکرر تصاوير مکرر تحت تاثير قرار گرفته و اقدام به زدن تيپ کرده است! و در حالي که خودش فکر مي کرده خيلي خوش  تيپ شده، اما هر کسي او را در کوچه و خيابان مي ديد، مي گفت: موي بلند، ناخن دراز، واه واه واه !!

نه فلفلي نه قلقلي
نه مرغ زرد کاکلي
هيچکس باهاش رفيق نبود
از آنجا که در ده شلمرود جوانان از اين قرتي بازي ها خوششان نمي آمده، در نتيجه حسني هيچ رفيقي نداشته است، گفته مي شود، شعر «سنگ صبور غم هام، به ديدنم بيا که خيلي تنهام» را حسني در همين روزها در اوج روزهاي تنهايي اش سروده است!

تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش مي گفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح کني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام
بالاخره يکي از روزها به طور مهرورزانه اي حسني جلب شده و او را روي سه پايه مي نشانند و برايش توضيح مي دهند، اين تيپي که زده اي، تيپ آدميزادي نيست، و از او مي پرسند; آيا اجازه هست موهايش را به طور رايگان برايش اصلاح کنند؟ که ايشان سرتق بازي در آورده و موهايش را کوتاه نمي کند و در نهايت با استفاده از سند يکي از ويلاهاي پدرش به کوچه و خيابان ده شلمرود باز مي گردد!

کره الاغ کدخدا
يورتمه مي رفت تو کوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده، عجله دارم
برخي از آگاهان معتقدند آي کيوي کره الاغهاي ده شلمرود بسيار بالا بوده که مي توانسته اند بدون راهنمايي صاحبانشان شخصا مبادرت به امر خطير بار حمل کني بپردازند، از ديگر ويژگي هاي کره الاغهاي ده شلمرود داشتن وجدان کاري بوده است، به طوري که با عجله بار مي برده اند! آگاهان تمام اين خصوصيات مثبت اين الاغهاي شلمرودي را نتيجه خيلي چيزها مي دانستند!

الاغ خوب و نازنين
سر در هوا، سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يه کمي به من سواري ميدي؟
با توجه به آنکه کارت بنزين ماشين حسني تمام شده و وي مي خواسته براي انجام کاري نامعلوم به ميدان ده شلمرود برود با تعريف و تمجيد از الاغ مربوطه سعي بر خر کردن وي داشته، به طوري که بتواند از وي سواري مجاني بگيرد، اما همان طور که گفته شد، الاغ مربوطه هنوز کره الاغ بوده و آنقدرها هم خر نبوده است!

- نه که نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينکه من تميزم
پيش همه عزيزم، اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!
البته الاغ مربوطه براي سواري ندادن، قيافه ظاهري حسني را بهانه مي کند، اما طبق اطلاعاتي که از برخي از روستاييان ده شلمرود به دستمان رسيده، به دلايلي نامعلوم الاغ نامبرده به کدخدا هم سواري نمي داده است !

غاز پريد تو استخر
تو اردکي يا غازي؟
من غاز خوش زبانم
مياي بريم به بازي؟
حسني غاز را اردک خطاب نموده و بدين طريق باب سخن را با ايشان باز مي کند و سپس به وي پيشنهاد مي کند که با هم بازي کنند، شايان ذکر است، تا اين لحظه مشخص نشده است که حسني قصد انجام چه بازي اي را با غاز خوش زبان داشته است !

نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينکه من
صبح تا غروب
ميون آب کنار جو
مشغول کار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
غاز مربوطه مجبور بوده است براي امرار معاش روزانه، هر روز صبح تا شب اقدام به شستن لباس و ظرفهاي مرفهان بي درد کند، اما با تمام اين همه مشکلات، وي هيچ گاه به پيشنهادهاي بازي کردن با اشخاصي همچون حسني جواب مثبت نداده است.

در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو کوچه
جيک جيک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
با توجه به اطلاعات به دست آمده، جوجه مربوطه اقدام به خوردن قرص اکس کرده و در حالي که در حال تکان دادن سرش و «جيکس»، «جيکس» کردن بوده است، به نزديکي حسني مي رسد.

جوجه کوچولو
کوچول موچولو
مياي با من بازي کني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
ببين چقد تميزه؟
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
حسني با توجه به وضعيت جوجه، به وي پيشنهاد بازي کردن مي دهد، اما مادر جوجه در آخرين لحظات به داد جوجه رسيده و مانع از بروز فاجعه اي مي شود، مادر جوجه ضمن تمسخر وضعيت ظاهري حسني، به او اخطار مي کند که ديگر دور و بر جوجه او نپلکد!

حسني با چشم گريون
پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
مياين با من بازي کنين؟
نه که نميايم
چرا نمياين؟
حسني که متوجه شده است، اينجا شهر خودشان نيست، اشک ريزان به ميدان ده مي آيد و در آنجا دوستان قديمي اش را مي بيند و از آنان مي خواهد که بيايند و با او پلي استيشن بازي کنند. اما آنان هم اين پيشنهاد او را قبول نمي کنند.

فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته اي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت: نگاش کنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
فلفلي و خانواده اش از جمله افرادي هستند که با مصرف بي رويه آب باعث به وجود آمدن مشکلات کم آبي در شهرها مي شوند. از مسوولان ذي ربط تقاضا مي شود، با توجه به اعتراف صريح فلفلي به مصرف بي رويه آب، آب خانه ايشان و ايضا عمويشان قطع شود تا براي آيندگان نيز درس عبرتي باشد.

حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو مي خواي اصلاح کني؟
مي خوام مي خوام
حسني نگو يه دسته گل
تر و تميز و تپل مپل
به مانند اين فيلمهاي سينمايي و ايضا سريالهاي آبکي تلويزيون، حسني نيز يکهو متحول مي شود و به حمام مي رود و تمام ژلهاي موي سرش را مي شويد و سپس اقدام به کوتاه کردن موها و ايضا ناخنهايش مي کند.

الاغ و خروس و جوجه
غاز و ببعي
با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد کاکلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه مي گفت:
اگه کاري نداري بريم الاغ سواري
پس از بوجود آمدن تحولات دروني در حسني که منجر به ايجاد تحولات ظاهري در ايشان شد، وي در حالي که به ميدان شهر بازگشت که بسيار از موجودات روستا منتظر بازگشت قهرمانه او بودند.

خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
هر چي مي خواي فوري بگو
مرغه مي گفت:
حسني برو تو کوچه
بازي بکن با جوجه
خروس و مرغ که تحولات دروني و بيروني حسني را مشاهده کردند، به طور ضمني به پيشنهاد قبلي حسني مبني بر بازي کردن با جوجه موافقت نمودند.

غاز مي گفت:
حسني بيا با همديگه بريم شنا
البته هنوز اين جمله غاز از نظر محققان و آگاهان تاييد نشده بسيار خوب است با توجه به شناختي که از غاز داريم، ايشان هر چه زودتر جمله مذکور خويش را تکذيب کنند.

توي ده شلمرود
حسني ديگه تنها نبود
با توجه به موارد ذکر شده مي توان نتيجه گرفت تنها دليل پذيرفته شدن حسني در ميان شلمرودي ها، پايبندي اش به فرهنگ شلمرودي بوده است، اميد است شلمرودي ها در برابرکساني که به موسسات فرهنگي ده شان مي آيند کم نياورند و به جاي آنکه خودشان را با اين قرتي ها هماهنگ کنند، همان طور که حسني را اصلاح کردند، منجر به اصلاح باقي آنها هم بشوند.